
سرما خوردم. امروز اولین روز سرما خوردگی بود و به جز آبریزش از سر و کول و چشم و بینی مشکل دیگه ای نبود. و البته الآن کمی سردرد هم اضافه شد. دیشب با آیدین بعد از یک ماه و 8 روز تلفنی حرف زدم. دلم براش تنگ شده بود. دروغه اگه بگم آیدین رو دوست ندارم. خیلی هم دوستش دارم. یک دوست داشتن عاقلانه و در عین حال با احساس. هرچند که سر اومدنش نمیتونم اینو هضم کنم که چطور هیچوقت وقت نداره؟ دستم دوباره به نوشتن نمیره. مهرداد میخواد دو سه جلد چاپ کنه کتابش رو. ازم خواست جلد طراحی کنم. خیلی نگرانم که میتونم از پسش بربیام آیا؟ اونم با فتوشاپ:/ کاش شعله کمکم کنه. جام حذفی چیز خ...
ادامه مطلب