و در ضمن اون روز هی میگی مهسای دیوونه ی من... کجایی؟ اینقدر دلت تنگ بشه برام که اصلا حتی شاید بغضت هم بگیره از اینکه من احتمالا تنها دختری بودم که تا ته دنیام و بیشتر از توانم جون میدادم واست که خوشحالت کنم فقط و پیشت باشم.
اصلا مهرداد میدونی؟ خیال که کنتور نداره. بذار خیال کنم اون روز تو به این فکر هم بیفتی که اگه با مهسا ازدواج کرده بودم زندگیم چطوری میشد؟
مهرداد :(
دوست دختر نگرفته باش توروخدا :(
نگا من چقد دوستت دارم :(
از کوزه همان برون تراود که در اوست...
ما را در سایت از کوزه همان برون تراود که در اوست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 20