از کوزه همان برون تراود که در اوست

متن مرتبط با «43» در سایت از کوزه همان برون تراود که در اوست نوشته شده است

43

  • نیلوبلاگ

    نمی خواستم با نیما حرفم بشه. ولی شد. خیلی هم جدی! به یه نتیجه رسیدم. که چشم می زنم خودم رو. دیگران نه ها، اتفاقا همیشه بهتر میشه براشون؛ ولی خودم نه. والا پیامبر راست گفته شوخی نکنید. که شوخی شوخی جدی ناراحتی پیش میاد. این حکایت ما بود امشب.xa0 با یه اکانت دیگه برگشتم به همون گروه مزخرف عطا! یه حرف زدم که هر سه چهار نفری که اونجا بودن گفتن مهسا خودتی؟ جمعش کردم ولی دلم میخواست حداقل مهدی بدونه. اینقدر که یادم کرد و گفت کاش بیاد! بابابزرگ 17 ساله! آخر رفتم پی ویش و گفتم که مهسام. ظاهرا همه میدونس...

    ادامه مطلب
  • 44

  • نیلوبلاگ

    مثلا بهم بگید به به چه قالب قشنگی انتخاب کردی :) مثل زمان های قدیم که تا قالب عوض می کردیم انگار که لباس نو پوشیده باشیم همیشه چند نفر میگفتن قالب نو مبارک! [اول یه قالب دیگه گذاشته بودم ولی دیدم مشکل داشت یکم، این رو گذاشتم. اگه به نظر کسی زشته یا نوشته ها رو بد نشون میده میشه بهم بگه؟:) ] فکر کنم امشب عروسی داداش کیمیا باشه. وقتی خواهرم رو دعوت کرده خب اون که خودش تنها نمیره که! منم با مامان میرم باهاشون! + گذاشته پروفایل که : " در روزی بزرگ به تو می رسم؛ به شانه تو دست می زنم؛ که به پس بنگری ...

    ادامه مطلب
  • 34

  • نیلوبلاگ

    امیدوارم خواننده خاموشی تو اون آدرس قبلی نداشته بودم... فقط بخاطر یه آدم که از لحاظ روانی مشکل داشت! هرچند که رفتم اینستاگرامش و بدون فحش دادن بسیار شستمش و توصیه کردم که حتما به یه روانپزشک خودشو نشون بده. هرچند که بره به درک. حتی حیف این پست که توش اسمی از یه آدم مریض آورده شد!xa0 دوستای جدید پیدا میکنم... عیب نداره... :)xa0 + خدا رو شکر که خدایی هست:) خداروشکر!...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده