
دوتا از با تجربه ترین آدم هایی که تا امروز باهاشون مراوده داشتم، یکی یک دختر 22 ساله بوده که چیزهای عجیب و بدی رو تجربه کرده بود و دیگری یک مرد 30 ساله که واقعا اون روی زندگی رو دیده بود. و بسیار دوستشون داشتم و دارم . من با آدم های زیادی درباره " مهرداد " حرف زدم. و هیچ یاد ندارم که کسی گفته باشه راهت چه درست چه غلط، اونو ول نکن؛ مگر اون دو نفر. معصومه آخرین روزی که کنارم بود، آخرین جمله ش از پشت شیشه اتوبوس، فقط یک جمله بود: " مهرداد رو ول نکنیا ". و دومین آدم... نزدیک به یه خداحافظی و با یه حال خراب که اولین بار بود دیدم دلتنگ عشق دوره جوونی ش شده... : " مهسا ی...
ادامه مطلب