
سرما خوردم. امروز اولین روز سرما خوردگی بود و به جز آبریزش از سر و کول و چشم و بینی مشکل دیگه ای نبود. و البته الآن کمی سردرد هم اضافه شد.xa0 دیشب با آیدین بعد از یک ماه و 8 روز تلفنی حرف زدم. دلم براش تنگ شده بود. دروغه اگه بگم آیدین رو دوست ندارم. خیلی هم دوستش دارم. یک دوست داشتن عاقلانه و در عین حال با احساس. هرچند که سر اومدنش نمیتونم اینو هضم کنم که چطور هیچوقت وقت نداره؟xa0 دستم دوباره به نوشتن نمیره.xa0 مهرداد میخواد دو سه جلد چاپ کنه کتابش رو. ازم خواست جلد طراحی کنم. خیلی نگرانم که میت...
ادامه مطلب
ازم متنفره. نمیدونم چرا قبول نمی کنم. به زبون نمیاره ولی میدونم هست. میدونستم نباید تحت فشار بذارمش. ولی حالم بد بود. اصرار کردم برای دیدنش و عصبانی شد... دو سه ساعت بعد فکر کردم شاید مثل قدیم باشه... شروع کردم براش نوشتن. وسط حرفام پرسیدم الآن عصبانی هستی؟ جوابش یه جمله بود "بسه دیگه". چقدر حقیرم پیشش... بعد از مدت ها امشب یه نفر به جز خانواده م نگرانم شده بود. میلاد. اونم حتما بخاطر اثر قرصاشه... من دوست داشتنی نیستم... باور کردن یا نکردن حرفای رهام فرقی به حال من نداره. اگه بتونم کمکش می کنم...
ادامه مطلب
نه نه خواهش میکنم ال سی دی گوشی نازنینم... تو رو خدا خراب نشده باش:( دارم چیکار می کنم؟ واقعا چه مرگمه؟ خوابم نمی بره. ورم لوزه اذیت می کنه گلوم رو. دائم دارم فکر می کنم. چرا؟ باید زودتر کار رو یکسره کنم. قبل از اینکه از فکر کردن بیش از حد عقلم رو از دست بدم....
ادامه مطلب