42

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

ببین مهسا جان، بیا عزیزم! بیا اینجا بشین پیش خودم تا باهم صحبت کنیم و فکر کنیم درباره تصمیمی که گرفتیم. باشه؟ ممنون دختر خوب!

خب، تو میخوای که بری پیشش. بحث بودجه مطرح هست اولا، که باید تا اون روز بازم پول جمع کنی و بعد هم اگر رفتی تا آخر ماه صرفه جویی کنی عزیزم! که خب... یا نهایتش به خونه میگی پولم تموم شده دیگه... چیکار کنم خرج شد خب! که صد البته دروغ زشتیه ولی خب... خیلی سعی کردیم - هم من هم بقیه - که منصرفت کنیم. ولی گفتی فقط یک بار زندگی می کنم و نمی خواهم وقتی 30 یا 40 سالم شد حسرت بخورم که چرا این کار رو نکردم و یک روز کامل باهم نبودیم؟ خب طبق معمول شما دختر لجباز و یک دنده ای تشریف داری و من میگم با همه ی ترس هاش، با تمام ریسکش، باشه... ولی هر چی شد پای خودته و این مسئولیت خیلی سنگینیه. هر چند که صدقه و خدا و امام رضا...

اما مشکل جای دیگه ست. اینکه هیچ راهی نداره مگر اینکه به خودش بگی که میخوای بری. هر قدر هم بگی نصفه شب توی نماز خونه ترمینال می مونم تا هوا روشن بشه، بازم بعدش چطوری میخوای پیداش کنی؟ اگه خونه ش رو عوض کرده باشه اونوقت چی؟ اصلا عوض نکرده باشه. مگه همیشه نمی گفت اونجا صاحبخونه ش اگه بفهمه به مادرش میگه و آشناست؟ پس باید به فکر خونه یکی از دوستاش باشه حداقل برای همون نصفه شبی که می رسی تا وقتی هوا روشن بشه و برید بیرون.

بعدم مسئله ی بودن خودش مطرحه. مگه آخرین بار خبر نداشتی که توی یه داروخونه مشغول کار شده؟ خب اگر اونجا باشه که نمی تونه صبح تا غروب کنار تو باشه و تو میخوای چیکار کنی اون همه ساعت رو؟ تازه همش یکی دو ماهه اونجا کار می کنه و نمیتونه مرخصی بگیره قطعا... پس باید یه روز تعطیل بره...

و باید قبل از شروع شدن دانشگاه بری اگه واقعا قصد رفتن داری دختر جان. که دوستای اون و هم خونه هاش نباشن. که همیشه می گفت نمیخواد ذره ای تصویر بدی از تو بسازن تو ذهنشون یا بخوان بگن مهسا فلان بود! می گفت برای خودم مهم نیست، تو مهمی. یادته که؟

و با همه این تفاسیر مجبوری با خودش هماهنگ کنی. و اینکه چطوری بهش بگی شده معضل! چون احتمال اینکه تلفن تو رو جواب بده تقریبا صفره. و پیام هم که اصلا احتمال نمیدم بخواد جواب بده. تازه تازه یه فرض محال که جواب داد. فکر کردی قبول میکنه که تو تنها بری و به خانواده ت چیزی نگی؟ اصلا پیش خودش هنوز روی این رو داره که بخواد باهات رو به رو شه؟ که دوباره نگه ببین مهسا جان، میدونی که ته این رابطه جداییه. حالا اینکه بازم همدیگه رو ببینیم و کنار هم باشیم جفتمون رو بیشتر داغون می کنه.

- مغز جان؟ میشه لطفا ساکت باشی؟ بسه سوختی داغ کردی اینقدر فکر کردی بهش:|

از کوزه همان برون تراود که در اوست...

ما را در سایت از کوزه همان برون تراود که در اوست دنبال می‌کنید

برچسب: 420,425 area code,42,423 area code,424 area code,42nd street,42 inch tv,420 meaning,424,42 movie, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 17:33

صفحه بندی