از کوزه همان برون تراود که در اوست

متن مرتبط با «46 and 2» در سایت از کوزه همان برون تراود که در اوست نوشته شده است

82

  • نیلوبلاگ

    میخوام بعد از 10 روز بنویسم... از دعوای قبلش نگم... از دو سه روز قبلش نگم که قرار بود برم و نرفته بودم و رفته بودم خونه عموم به جاش.. از اعترافات و حرف های مزخرف خودش نگم که شب قبلش چه خواسته بود از چشمم بندازه خودش رو... از شب و شامی بگم که نتم رو خاموش کرده بودم و روشن کردم و بلیط خریدم برای فردا عصرش... و نخوندم پی اماشو... و کما! اغما! به ایمان زنگ زدم جواب نداد. به نیما... یک ساعت حرف... هی مهسا بیخیال شو... هی نیما باید برم که ببینم و تموم شه... سیگار کشیدن های نیما... باشه برو... از اون ساعت تا 4 صبح حرف زدن با ایمان... مهسا بیخیال... ایمان میرم من... مهسا لباس گرم بردار. دوتا مانتو بردار... خوراکی... و مراقب خودت باش... شب بیداری... یه خواب اجباری... خوابگاه... حموم... یه کوله با وسی...

    ادامه مطلب
  • 72

  • نیلوبلاگ

    بذار اینجا رک و راحت بگم حوصله شنیدن ناله های این و اون رو ندارم حوصله هیچ آدمی رو ندارم همه به درک دلم فقط میخواست الآن دو سال پیش بود و من شهر اون بودم و هیچ کدوم ازین اتفاقات گوه نمی افتاد و الآن به جای همه ناراحتی هام خوشحال بودم حوصله حرف زدن با خودش رو هم ندارم حتی چون شکسته تو ذهنم فقط دلم جسمش رو میخواست حضورش رو که اونم انگار به لطف پروردگار آرزو به دل باید از این دنیا برم خسته م حسودی میکنم بدم میاد از همه میخوام برای خودم باشم دلسوزی کردم که تهش بهم گفتن ننه بزرگ و حتما تو دلشون و با توجه به کنایه ها و شوخیا بهم گفتن حسود چه میفهمن که من از لحاظ ...

    ادامه مطلب
  • 52

  • نیلوبلاگ

    مثل تمام وقت های دیگه توی این یک سال اخیر، باز هم ثابت کردی لیاقت دوست داشته شدن بی اندازه از جانب من رو نداری. به این فکر می کنم که احتمال قطع به یقین این یکی از دعا های شر مادر جانم است که مهرت این گونه بر جان من فرو رفته. که می بینم مرا نمی خواهی و باز می خواهمت... از خیانت حرف نمی زنم. چیزی که عوض دارد گله ندارد. و این دل و مهر تو را چرکین کرده... و هر چه خواستم با جوهر دلم بشویمش بی فایده بود. و از آن طرف... از بدبختی ام است که آیدین را نمی بینم. نمی توانم تمام روح و جانم را تقدیمش کنم. می بینم که با تمام جانش مرا می خواهد. می بینم که التماس می کند برای او باشم. ک...

    ادامه مطلب
  • 46

  • نیلوبلاگ

    چراغ خاموش بود و نفهمیدم که اینکه افتاد گوشه لبم حشره بود. اومدم ورش دارم که نیش زد. و الآن یک عالم باد کرده و حس خیلی بدی دارم. بیشتر شبیه ترسه. نمیدونم چرا از نیش حشرات حالم اینقد بد میشه... و الآن متوجه شدم یه جای دیگه از جون بیچاره م رو هم یکی دیگه نیش زده:( آقا این انصاف نیست من اینقدر نیش میخورم همش... اگه مهدی فداکاری نمی کرد و با مگی و عطا حرف نمی زد؛ اگه خودش رو کوچیک نمی کرد در حالی که من اصلا نخواسته بودم ازش؛ و اینقدر اصرار نمی کرد که برگردم به گروهشون؛ امشب قطعا به بابک پی ام داده بودم و خواسته بودم یه وقت بذاره تا باهاش حرف بزنم... بدبین شدم بهش... ی...

    ادامه مطلب
  • 42

  • نیلوبلاگ

    ببین مهسا جان، بیا عزیزم! بیا اینجا بشین پیش خودم تا باهم صحبت کنیم و فکر کنیم درباره تصمیمی که گرفتیم. باشه؟ ممنون دختر خوب! خب، تو میخوای که بری پیشش. بحث بودجه مطرح هست اولا، که باید تا اون روز بازم پول جمع کنی و بعد هم اگر رفتی تا آخر ماه صرفه جویی کنی عزیزم! که خب... یا نهایتش به خونه میگی پولم تموم شده دیگه... چیکار کنم خرج شد خب! که صد البته دروغ زشتیه ولی خب... خیلی سعی کردیم - هم من هم بقیه - که منصرفت کنیم. ولی گفتی فقط یک بار زندگی می کنم و نمی خواهم وقتی 30 یا 40 سالم شد حسرت بخورم که چرا این کار رو نکردم و یک روز کامل باهم نبودیم؟ خب طبق معمول شما دختر لجب...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    برچسب‌های مرتبط

    720 area code | 727 area code | 724 area code | 72 inches in feet | 72 kg to lbs | 72 chevelle | 520 area code | 529 plan | 52 inches in feet | 528 hz