اگه مهدی فداکاری نمی کرد و با مگی و عطا حرف نمی زد؛ اگه خودش رو کوچیک نمی کرد در حالی که من اصلا نخواسته بودم ازش؛ و اینقدر اصرار نمی کرد که برگردم به گروهشون؛ امشب قطعا به بابک پی ام داده بودم و خواسته بودم یه وقت بذاره تا باهاش حرف بزنم... بدبین شدم بهش... یه فکر مسخره میاد تو سرم که نکنه با یه دختر داره تا این ساعت حرف می زنه؟ خوب شد که اون گروه هست... خوب شد که سایه بود. محمد بود و گذاشت اونقدر سر به سرش بذارم. که گذاشتن داستان جدید بنویسم و بخندن!
+ لبم... حالم رو خیلی بد کرده این نیش. تمرکز ندارم.
+ بابک... کاش وقتی بهت پیام بدم جواب بدی... من میخوامت هنوز...
+ عطا :/ باید یه روز ازم عذر خواهی کنی :|
از کوزه همان برون تراود که در اوست...ما را در سایت از کوزه همان برون تراود که در اوست دنبال میکنید
برچسب: 469 area code,46,46 and 2,46 lounge,469,460 rowland,4690k,46 cm to inches,46 inch tv,46 kg to lbs,
نویسنده:
بازدید: 10