71 - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 14:23
خداوند مهربونم ازت خیلی ممنونم بخاطر تمام خوشی هایی که برام فراهم میکنی. که بنده های خوبت رو جلوی راهم میذاری و مهر منو به دل بنده هات میندازی. ازت ممنونم که هر وقت چیزی رو به خودت سپردم برام بهترین رو فراهم کردی. که با بهترین محبت هات اون دل شکستگی های دوران کودکی و نوجوونیم داره از یادم میره. ازت ...
70 - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 13:51
دیروز با دنیا قرارمون نزدیک سینما بود! وقتی دیدمش حواسش به من نبود اصلا. رفتم جلو بهش گفتم میتونی هر قدر بخوای بهم بد و بیراه بگی :)) خندید! مثل همیشه! رفتیم کافه ای که دنیا دوست داشت:) یه میز سه نفره بود. و بسیار دنج! دوتا پنجره هم کنار من و خودش بود. گفت دلش برای غروب اینجا تنگ شده! برای همین تصمی...
67 - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:06
میگه میدونی که بیای بهت دست می زنم. گفتم آره. گفت و میدونی که بعدش ارتباطمون تموم میشه؟ گفتم میدونم... دروغ گفتم. نمیدونستم... گفتم فقط میخوام بیام.xa0 همچین اتفاقی نمی افته انشالله. فقط می بینمش و باهم صحبت می کنیم. زندگی می کنیم مثه آدم. همین. xa0خداوند مراقب منه... شاید اصلا وقتی دیدمش ازش بدم بی...
68 - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:06
من حتما باید از خداوند تشکر کنم بخاطر دوستای خوبی که بهم داده! بخاطر سلامتیم و اینکه منو عزیز کرده پیش دوستام!xa0 دیروز صبح رفتم دانشگاه و طبق معمول میدونستم کلاسی در کار نیست!وقتی رسیدم استاد رفته بود البته ولی خب فرزانه و فاطمه و دنیا گفتن به استاد میگن که منم اومده بودم و حضور بزنه هفته بعد:) شعل...
63 - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:51
ازم متنفره. نمیدونم چرا قبول نمی کنم. به زبون نمیاره ولی میدونم هست. میدونستم نباید تحت فشار بذارمش. ولی حالم بد بود. اصرار کردم برای دیدنش و عصبانی شد... دو سه ساعت بعد فکر کردم شاید مثل قدیم باشه... شروع کردم براش نوشتن. وسط حرفام پرسیدم الآن عصبانی هستی؟ جوابش یه جمله بود "بسه دیگه". چقدر حقیرم پ...
61 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 12:49
فقط کافیه که سکوت برقرار بشه و تنها بشم. فکرم همش پیش توئه. تجسم میکنم تک تک لحظه ها و ساعت هایی که قراره کنارت باشم انشالله. هی دلم آشوب میشه. کاش امشب باهات حرف زده بودم. چرا هیچوقت تو اول پیام نمیدی؟ :| انشالله بشه به سلامتی برم چهارشنبه. کاش جور بشه همه چی. کاش نه نیفته توش. کاش بهانه جور کنه و ...
58 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 22:48
دوتا از با تجربه ترین آدم هایی که تا امروز باهاشون مراوده داشتم، یکی یک دختر 22 ساله بوده که چیزهای عجیب و بدی رو تجربه کرده بود و دیگری یک مرد 30 ساله که واقعا اون روی زندگی رو دیده بود. و بسیار دوستشون داشتم و دارم xa0 . من با آدم های زیادی درباره " مهرداد " حرف زدم. و هیچ یاد ندارم که کسی گفته با...
59 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 22:48
لعنتی.. چقدر تایپ کرده بودم:/ + به تعویق افتاد! فعلا! افتاد واسه پنجشنبه انشالله! اگه بازم حرفش عوض نشه. + میخوام بخاطر یکی خودمو به در و دیوار بزنم که حتی یک کلمه نمی پرسه حالت چطوره! + اینقدر لاغر شده که انگار یکی دیگه ست. خیلی عوض شده قیافه ش. فکر کنم به زور 45 کیلو باشه دیگه. + نمیدونم دردم چیه....
60 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 22:48
چه توقع ها دارم! به یکی دیگه میگم عذاب وجدان نداشته باش و از خودت بدت نیاد! بعد خودم..! یه روز بالاخره به آرامش می رسم...xa0 چرا غذا نمیخوری؟ چرا اینهمه سیگار میکشی؟ تو که آزمایش دادی کلی... چیزیت نبود... بود؟ اگه نبود چرا اینقدرررر لاغر شدی؟ شبیه مردها 35 ساله شدی. خودتو دیدی اصلا؟ چرا اینجوری شدی؟...
55 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 1:27
نمیدونم این بار همه چی جدیه یا بازم لحظه آخر قراره بچه بازی دربیاد. اگه همه چی قطعی باشه سه شنبه پیششم. آرزو می کنم با دیدنش حالم واقعا ازش به هم بخوره. ازش بدم بیاد و راحت بشم بالاخره از این عشق مزخرف و وابستگی احمقانه رهایی پیدا کنم. تمام ظاهرش حالم رو بهم بزنه. طرز صحبت کردنش یا راه رفتنش... آداب...
56 - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 1:27
نه نه خواهش میکنم ال سی دی گوشی نازنینم... تو رو خدا خراب نشده باش:( دارم چیکار می کنم؟ واقعا چه مرگمه؟ خوابم نمی بره. ورم لوزه اذیت می کنه گلوم رو. دائم دارم فکر می کنم. چرا؟ باید زودتر کار رو یکسره کنم. قبل از اینکه از فکر کردن بیش از حد عقلم رو از دست بدم.
53 - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 13:24
دو روزه که درست نخوابیدم و حسابی گیج خواب میشم تا یه ذره می شینم. امروز رفتیم سونوگرافی. درد گرفت شکمم. همه جای داخلی رو فکر کنم نگاه کرد. گفت داره کبدت چرب میشه. رژیم بگیر چون جوونی زود خوب میشه. واسه مشکل های زنانه هم که گفت انگار بهتر از قبل شدی. باید بازم دارو مصرف کنم احتمال زیاد. xa0 یه آزمایش...
52 - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 6:44
مثل تمام وقت های دیگه توی این یک سال اخیر، باز هم ثابت کردی لیاقت دوست داشته شدن بی اندازه از جانب من رو نداری. به این فکر می کنم که احتمال قطع به یقین این یکی از دعا های شر مادر جانم است که مهرت این گونه بر جان من فرو رفته. که می بینم مرا نمی خواهی و باز می خواهمت... از خیانت حرف نمی زنم. چیزی که ع...
48 - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 13:51
چه به سرت آوردن همه کس من... چرا اینقدر پریشون و مرده ای؟... بابک من...xa0 شفای من...
50 - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 13:50
آرومم... بعد از مدت ها... میتونم آروم بخوابم... مهم اینه برگشتی... هنوز باورم نشده ولی... فردا و پس فردا کم کم باور می کنم... + امروز ناهار با منه:) مقداری عشق و ذوق در غذا خواهم ریخت انشالله اگر خدا بخواهد و بیدار شوم:)
51 - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 13:50
تحت تاثیر زبان کتابی که می خواندم، اکنون سعی بر آن گونه سخن گفتن دارم! ایضا تحت تاثیر لحن نوشته های دکتر بابک که به راستی نویسنده قهاری شده اند.xa0 یک روزگاری که آرزو می کردم کسی همانند بابک تصدقم شود و دوستم بدارد، هر چه منتظر می ماندم و حتی یاد می دادم به آیدین، هیچ فایده نداشت. می گفتم آیدین جان!...
46 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 23:36
چراغ خاموش بود و نفهمیدم که اینکه افتاد گوشه لبم حشره بود. اومدم ورش دارم که نیش زد. و الآن یک عالم باد کرده و حس خیلی بدی دارم. بیشتر شبیه ترسه. نمیدونم چرا از نیش حشرات حالم اینقد بد میشه... و الآن متوجه شدم یه جای دیگه از جون بیچاره م رو هم یکی دیگه نیش زده:( آقا این انصاف نیست من اینقدر نیش میخو...
43 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 12:46
نمی خواستم با نیما حرفم بشه. ولی شد. خیلی هم جدی! به یه نتیجه رسیدم. که چشم می زنم خودم رو. دیگران نه ها، اتفاقا همیشه بهتر میشه براشون؛ ولی خودم نه. والا پیامبر راست گفته شوخی نکنید. که شوخی شوخی جدی ناراحتی پیش میاد. این حکایت ما بود امشب.xa0 با یه اکانت دیگه برگشتم به همون گروه مزخرف عطا! یه حرف ...
44 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 12:46
مثلا بهم بگید به به چه قالب قشنگی انتخاب کردی :) مثل زمان های قدیم که تا قالب عوض می کردیم انگار که لباس نو پوشیده باشیم همیشه چند نفر میگفتن قالب نو مبارک! [اول یه قالب دیگه گذاشته بودم ولی دیدم مشکل داشت یکم، این رو گذاشتم. اگه به نظر کسی زشته یا نوشته ها رو بد نشون میده میشه بهم بگه؟:) ] فکر کنم ...
41 - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 17:33
+ ببخشید امکانش هست اینجا درباره عکس جناب دکتر نظر بدم؟! - بله بله خواهش میکنم خانم! حتما! اینجا متعلق به خود شماست! + اوه مرسی! شما لطف دارید :) پس با اجازه!xa0 جناب دکتر؟! چرا وقتی هزاران بار خدمتتون عرض کردم که وقتی هنگام عکس گرفتن لبخند می زنید چقدر جذاب تر می شید، بازم نمی خندید؟! ببینید! دوستت...

برچسب‌های مرتبط

786 area code | 781 area code | 785 area code | 787 area code | 780 area code | 78 kg to lbs | 78 camaro | 760 area code | 765 area code | 76ers roster